العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

92

شرح كشف المراد ( فارسى )

جواب ما : اوّلا تعبير شما غلط است كه مىگوئيد : ما اراده مىكنيم عدم را و خدا وجود را يا بالعكس به جهت اينكه در جانب عدم ارادهء ترك نيست بلكه ترك الاراده است يعنى ما اراده نكرده‌ايم وجود را و خدا اراده كرده آنگاه چون ما اراده نداريم پس مؤثر هم نيستيم ولى خدا اراده كرده و تأثير در وجود مىگذارد پس هيچ‌گاه وجود و عدم يك جا جمع نمىشوند و ثانيا بر فرض كه با مسامحه در هر دو طرف اراده باشد مىگوئيم : بازهم هر كدام اراده‌اش قويتر باشد او تأثير مىگذارد و نوبت به جمع بين نقيضين نمىرسد و ثالثا اصل مبناى شما كه قول به تفويض باشد باطل است چنان كه خواهد آمد ان شاء اللّه . 8 - ما اماميه معتقديم : كه قدرت پروردگار نامحدود است و به جميع ما سوى اللّه بطور مساوى تعلق مىگيرد و تنها بخشى از آنچه مقدور آن ذات بوده آفريده شده نه تمام آنها و دليل ما عبارتست از اينكه : مقتضى موجود است و مانع مفقود است فيؤثر المقتضى اثره . امّا موجود مقتضى : مقتضى براى تعلّق همانا قدرت است و قبلا ثابت شد كه خدا قادر است . و امّا فقدان مانع : مانع براى عموميت قدرت يا از ناحيهء ذات قادر است و يا از ناحيهء ذات مقدورات امّا اينكه از ناحيهء ذات مانعى نيست بدليل اينكه قدرت خدا عين ذات او است و ذات حق از هر گونه جسم و جسمانيات مجرّد است و موجود مجرّد نسبتش به تمام موجودات يكسان است و در خطبه 49 نهج البلاغه مىخوانيم :